دانشگاه دریانوردی چابهار

 سلام به همگی

 امیدوارم حالتون خوب باشه، خیلی وقته از من و شما و دانشگاه

 خبری نیست ...

 آخه تو اون جهنم مگه آدم وقت سر خاروندن هم داره که وقت وبلاگ

 نویسی داشته باشه...

 مطمعئنم حالا که همه خونه هستین دلتون واسه چابهار تنگ نشده...

 رفتنمون به اون جهنم بهاری نزدیکه ...

 تلاش خودتون رو بکنید زنده بمونید...

 راستی جشن های فارغ التحصیلی های امسال رو دیدید؟

 اینقدر کمرنگش می کنن که وقتی نوبت ما برسه دیگه نباشه...

 * طوفان رو دیدید؟ اینقدر شانس نداشتیم که حتی دانشگاه

 رو آب ببره و راحت شیم...

 امیدوارم امسال بتونم خبرای جدید رو واستون بزنم...

 میبینموتون ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 14:8  توسط ؟  | 

اولین پست در چابهار

سلام به همگی

 بالاخره اومدیم چابهار الان یک ماه شده دیگه

 اتفاقای جالب زیاد افتاده................

 ۱.بخش  نامه ی نهتانی از همه مهم تره:

 خانوما با گونی بیان بیرون یعنی مانتو بلند گشاد

 ضخیم با رنگ فقط مشکیییییییی و مثل ماست باشن

 که یه وقت مورد توجه آقایون نباشن

 و اما آقایون همگی فرق وسط بزنن مدل فقط شرقییییییی

 شلوار گشاد زمان انقلاب و بلوز با یقه ی کیپ و آستین

 دراززززززززززززززززز

 به به نهتانی خیلی باحالی سیستم زنشو رو دخترای دانشگاه

 سیستم خودش رو روی پسرای بیچارههههه

 ای دل غافل نهتانی جون کی گوش میکنه

 ۲.تنهاییت رو باید با نگهبانای کنار دریا تقسیم کنی

 حتی میتونی تو بغلشون گریه و درد دل کنی

 ۳.سلف انصافا عوض شده چون ننه ی مستر حیدری

 روش نظارت میکنه و مثل شمر نون ها و مربا ها رو

 میشماره..........

۴. راستی چه ترمولک هایی داریم دیدنی و خفن پررو

 خدا صبرمون بده

 ۵.از همه جالبتر اینکه هراتی شده نگهبان و پور غاز

 کوچولوی مهربون خودمون اومده جاش

خوب برا الان خبر بسه اگه دوباره اتفاق جدیدی افتاد بهتون

 سر میزنم.......

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 16:52  توسط ؟  | 

سلف

  دوباره سلام

  بهتره روابط خیلی از چیزها رو با غذای سلف بدونید:

  ۱.ربط قرمه سبزی و چمن های کوتاه شده ی میدان قایق

 ۲ .ربط خودکشی دسته جمعی ماهی ها و سبزی پلو با ماهی

 ۳ .ربط گوشت های توی غذا و کم شدن گربه های خوابگاه خواهران

 ۴.ربط کم شدن پرنده های محوطه با زرشک پلوها...............

 ولی خیلی روابط دیگه که ما ازشون بی خبریم

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 4:31  توسط ؟  | 

توجه توجه!!!!!!!!!!

 سلام ترومولک های عزیز

 یه چیز مهم واستون دارم که شاید نه حتما کلیشه ای

 به نظر میرسه ولیییییییییییییییییی.....................

 دو تا نصیحته مهمه...............

 توجه                     توجه

۱.به هر کسی اعتماد نکنید

۲.با هر کسی هم اتاق نشید

از ما به شما نصیحت بود

حالا خود دانید.................

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 4:19  توسط ؟  | 

و بلاخره چند تا عکس از دانشگاه.........

 اینم چند تا عکس از دانشگاه حالا بی مزه یا بامزه ی خودمون

 ۱.آمفی:

 آمفی

  ۲.میدان قایق

 میدان قایق

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 2:10  توسط ؟  | 

چندتا عکس از چابهار

  می خوام چند تا عکس تو خوش بینانه ترین لحظات چابهار

  رو واستون بزارم.....

 

چابهار :

نقشه چابهار    

 ۱.منطقه آزاد چابهار

  منطقه آزاد چابهار

یکی از هتل های چابهار

۲.واما شر چابهار یه دونه بیشتر نمیزارم آخه میترسم

شهر چابهار

۳.دانشگاه بین المللی

دانشگاه بین المللی

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 1:34  توسط ؟  | 

چه خبر؟

 انتخاب واحد هم تموم شد یعنی حداقل گروه ما بقیه رو نمیدونم

 فکر کنم تا یه هفته یا دو هفته دیگه همه ی بچه ها اونجا باشن

 واسه بچه فوفولا یه هفته دیگه اونجا ه بده نه خوبه دنیای

 خودشو داره برنامه ی هفتگی همه عوض میشه اونجا

 شنبه:اول کلاس رفتنا خواب جمعت دوباره زهرت میشه

۱شنبه:دوباره کلاس کلاس بعدم بیکاری بساط چایی و ورق

 ۲شنبه:خواب دوباره به حالت نرمال برمیگرده انوقا انگار شارژی

 ۳شنبه:کلاس از امروز شب نشینی ها شروع میشه دیگه تو اتاق خودت نیستی

۴شنبه:کلاس ظهر خواب عصر حتما کنار آمفی هستی کنار اون دریای مثلا زیبا

۵شنبه:به احتمال زیاد بی کلاس ظهر خواب عصر منطقه تا شب

جمعه:خوابببببببببببببب دریا بزرگ شایدم تیس  دوباره خوابببببببببببب

 خوب اینجوری برنامه ی شب های عادی خونه بهم میخوره

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 3:35  توسط ؟  | 

...............

 خیلی اتفاقا و جشن های دیگه هم بود که

 من یادم نمی یاد امسال جبران میکنم

 *جشن روز پرستار

 *عید غدیر و قربان

 هم  جشن های خوبی بودن

 

 به زود ی

                                انتخاب واحد

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 5:24  توسط ؟  | 

یه تعطیلات متفاوت

 دانشگاه از ۵ اسفند متروکه بود همه

 رفتن خونه هیچ دانشگااهی ندیده بودم

 که این طوری تعطیلات داشته باشه

 ولی خداییش ۲ ماه تو خونه هامون

 حال کردیم از شر چابهار هم راحت بودیم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 5:21  توسط ؟  | 

اعتصاب

 این اعتصاب دانشگاه هم جریانی داشت

 واسه خودش خیلی ها جرات نکردن چیزی

 بگن بورسا هم که طبق معمول کنار کشیده بودن

 برای همه ی دخترایی که تو اعتصاب بودن نامه

 از کمیته اومد برای بی حجابی خیلی مسخره بود

 غذا هم نه تنها بهتر نشد بلکه وحشتناک تر شد

 هفته ای یه نفرو داشتیم که بره بیمارستان از معده درد

 اگه تازه کارین مواظب غذا خوردنتون تو چابهار باشین

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 5:19  توسط ؟  | 

نجوم

 شاید متفاوترین برنامه ای که دانشگاه داشت

 برنامه و کلاس های نجوم بود که البته دانشگاه

 حمایت چندانی هم ازش نکردکلاس های خوبی

 بودن خیلی از بچه ها شرکت کردن اینم تجربه ی

 متفاوتی بود که دانشگاه داشت

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 5:13  توسط ؟  | 

شب یلدا

 شب یلدا یه جشن بزرگ داشتیم

 ولی داشتیم از سرما یخ می کردیم

 البته خانما یه خورده جشنو لوس کردن

 تاتار و گروهش هم عکس های همون روز

 اول خانه ی فرهنگ رو گذاشتن که هیچکس نرفته بود

به خیلی ها در نوع خودشون خوش گذشته بود دیگه

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 5:10  توسط ؟  | 

تاسوعا و عاشورا

 روز تاسوعا عاشوراش شاید خوب بود

 واسه ما که اونجا غریب بودیم.....

 سلف بهمون رحم کرده بود یه غذای متفاوت

 بهمون داد ولی دو روز بعد پشیمون شد....

 شب شام غریبان بارون گرفت خیلی فاز داد

 متفاوت بود دیگه

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 5:7  توسط ؟  | 

جالب ترین اتفاق

 جالب ترین اتفاق وقتی افتاد که یکی از

 پسرا تصمیم گرفت خودش روی از بالای

 آمفی بندازه پایین واسه خاطر اینکه عاشق

 یکی از دخترا شده بود ولی اون بهش جواب

 رد داده بود.........خودشو نکشت فقط یه سرم

 بهش زدن همش فیلمش بود که از دانشگاه چابهار

 بره دانشگاه خودشون انصافاً هم موفق شد بهتاش

 و حامد نیا که داشتن از ترس میمردن......

 خوب اینم یه فکره دیگه

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 5:3  توسط ؟  | 

اولین برنامه

 اولین برنامه ای که امسال گذاشتن

 فیلم همخانه توی آمفی بود که اتفاقی

 یا به هر دلیل دیگه ای همزمان شد با

 سالروز بزرگداشت حافظ یعنی توی

 خانه ی فرهنگ هم  برنامه بود

 ولی تا جایی که یادمه همه رفتیم

 آمفی فیلم بدی نبود از بس پسر دخترا

 با هم کل انداختن خودشون هم خسته شدن

 ناگفته نماند که این فیلم های بیچاره از شر

 سانسور شدن بسیج در امان نبودن...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 4:57  توسط ؟  | 

اتفاقای جالب امسال

امسال تو دانشگاه اتفاقای جالبی افتاد

فکر کنم ارزش خوندن داشته باشن

اگه درست یادم بیاد همه رو واستون مینویسم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 4:51  توسط ؟  | 

نوبتی هم باشه نوبت...کله گنده هاست

اول از همه دکتر اوکاتی که رئیس دانشگاه چابهاره

 تازه امسال اومده کریم رفت اون اومد خیلی با کریم

 فرق داره خوب بزرگترین فرقش اینه که بادیگارد نمی خواد

 امیدوارم همینطوری بمونه......!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 بقیه رو به ترتیب کله گندگی نمی گم همینطوری...

 *حیدرآبادی و حامدنیا که هر دوشون معارف درس

 میدن ولی واقعا با هم متفاوتا و مهم ترین هدف اونا

 دور نگه داشتن پسرا و دخترا از همدیگه مخصوصا

 از بورسا .....خوب هدفای دیگشون هم درست کردن

 تفریح سالم واسه ماست آخ که چه می کنن این دوتا

 

*بعدش نهتانیه آخ از دست این مرد که واسه سالم نگه

 داشتن ما چه کارای که نمیکنه خدا نگهش داره

 

*اصفهانی هم این وسطا واسه خودش دنیایی داره

 البته دنیاش واقعا ترسناک و قابل احترامه

 اینم از کله گنده ها

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 4:48  توسط ؟  | 

اینم از استادا

  ۱.استادای مهندسی دریانوردی(سیاره،هراتی،کیانی،یوسفی،سجادی)

 که همشون غیر از سیاره(استرالیا) انگلستان مدرک گرفتن

 ۲.استادای مهندسیه دریا(طلاتپه،میر معشومی،جانباز،ساویز،جهانتیغ،

 عیسی زاده)که همه ایران مدرک دارن

 ۳.استادای مخابرات(دامنی،نظر زهی،سارانی،سندگل،ثقفی )

 که همه فوق لیسانس ایران هستن

 ۴.استادای کتی سازی(زارعی،رحیمی،محمدیان)

 که همه فوق لیسانس ایران

 ۵.استادای عمران(رضا پور،کردی،صفایی)

 ۶.شیلات( زمانی،رحیمی،سراج،طاهری،نصیری،رفیعی)

 ۷.زیست دریا(لقمانی،شکوری،عطاران،زارع)

 ۸.علوم پایه(جهاندیده،یزدانی،الهامی.....)

 ۹.مدیریت(یار احمد زهی،آبتین،توماج، حسین بر، یعقوبی،ابراهیم زاده)

 ۱۰.اقتصاد(کریم،عباسیان،شهرکی،ایزدی)

 ۱۱.معارف(حید آبادی،میر،حامد نیا)

 ۱۲.مترجمی(خوش سیما،بهتاش،افتخارزاده،یار احمد،ایجاد،گنجی)

 تا بعد

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 4:38  توسط ؟  | 

معرفی دانشگاه

دانشگاه ما یه دانشگاه جمع و جورِ

خیلی دوس داشتنی نیست اما...

اونقدرها هم بد نیست.

چندتا دانشکده ی کوچولو داره

که امیدوارم بابا همون هیچ وقت

هوس دیدن دانشگاه دختر و پسراشون

که ما باشیم به سرشون نزنه........وای از

اون روزی که بزنه آبرومون کیلو میشه!!!

*خلاصه سه تا دانشکده داره:

۱.دانشکده ی مهندسی دریا

۲.دانشکده ی علوم دریایی

۳.دانشکده حمل و نقل دریایی

(که جدیداً شده علوم انسانی)

* یه سلف دوطبقه داره که پایین برادران

یه سلف هم بالا داره که میشه خواهران

* یه مسجد داره که والله نمیدونم قراره کی

بالاخره کامل بشه تا حالاش که شبیه قدسه!

*ساختمان آموزش که از همه جا دیدنی تره :

۱.کوچولو۲.شلوغ۳.تازه پستم همون جاست

۴.مهم تر از همه اینکه همه ی آتیشا اونجا به پا میشه

*خوابگاه دخترا و پسرا که دخترا اول دانشگاهِ

پسرا(البته بورسا) آخر دانشگاهِ و کنار تقریباً دریا

*سالن تربیت بدنی که تازگی ها باز شده نسبتا

بزرگ ولی با امکاناتِ کم

*سالن امتحانا که قبلا جای خاص خودش رو داشت

ولی حالا تو سالن تربیت بدنی همه امتحانا رو برگزار

می کنن

* یه استخر که شاید زیاد ازش استفاده نشه

*واییییییییییییییییییی از همه مهم تر آمفی...

که شاید متفاوت ترین جای دانشگاه باشه

جشن ها و تقدیر ها و.... اونجا برگزار میشه

و اگر لطف کنن چند تا فیلم

*میدان لاله یا شاید شهدا؟؟؟؟

*خانه فرهنگ که شاید سالی ۴ یا حداکثر ۶ بار

اونطرف هم یه اتفاقی بیافته؟!!

یه مشخصه مهم اینجا اینه که بورسا از همه

بیش تر خرشون میره حتی اگه ............

واسه همین خوابگاشون توی دانشگاه ِ و سلفشون

با پسرای عادی جداشده

خوابگاه پسرای عادی بیرونه که با سرویس میرن

داشت میدان قایق رو یادم میرفت

یه قایق گذتشتن وسط دانشگاه که از عجایب چون

تو هواس بی دلیل

ممکنه بهترین ویژگی این دانشگاه رو به روی دریا

بودنش باشه.......................

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 4:16  توسط ؟  | 

اولین سلام....

 سلام به همه بچه های گل ٍدانشگاه چابهار

 سلامی به گرمی روزهای چابهار

 سلامی به خیسی ٍ شب ها ی مرطوب چابهار

 و سلامی به سختی ِ دلتنگی های آخر شب های خوابگاه

 این خونه مجازی رو به امید خونه ی امید شدن

 برای هممون درست کردم

 امیدوارم بتونیم هممون به هم اعتماد کنیم

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 3:34  توسط ؟  |